|
دوباره چشات غبار غم رو شسته و
رو درختا بارون بهار نشسته و
من همين جا منتظر نشستمو
سكوت تنهايي رو شكستمو
دوباره از اون ورا صدات مياد
دست تكون مي دي و باز هوات مي ياد
مي بينم داري مياي كنار من
قد علم كرده بازم بهار من
آسمون روشن و صافه وسپيده
هيچكي اينقد آسمونو صاف نديده
بغض گريه از گلوم پريد و رفت
غبار غم از خونه پر زد و رفت
كاشكی زودتر بودي اي بهار من
23/06/88
|